عطیه عزیزم سلام

دوست و همبازی مهربون و شیطون کودکی من هرگز نمیتونم احساسم رو تو اون لحظه که کامنتتو دیدم برات توصیف کنم! خدا میدونه چند بار خوندمش تا باور کنم خواب نیستم و واقعا این خودتی!

خیلی وقتا بهت فکر میکنم به اینکه چیکار میکنی و کجایی؟ البته بی خبرم نیستم میدونم همسر پسرخاله ت شده ای و دو تا دخترم داری!!!!!!! ولی واقعا نمیدونستم چطوری میشه پیدات کرد؟! اما حالا منم بینهایت خوشحالم که پیدات کردم...

سعی کردم به آدرس ایمیلی که برام گذاشته بودی برم ولی متاسفانه نتونستم

این پست رو گذاشتم تا اگه بازم بهم سر زدی تو کامنتت یه شماره تلفن یا چیزی که بتونم پیدات کنم برام بذاری... یا اگه برات مقدوره برام ایمیل کن (آدرس ایمیل یاهوم که هرروز چک ش میکنم تو پروفایلم هست)

خیلی ممنونم و بی صبرانه منتظر خبری از سوی تو هستم